وی ادامه داد: در آن مقطع، آمریکاییها با هدف آزادسازی نیروهای خود و البته با نیتی فراتر از آن، عملیات طبس را طراحی کردند. هدف صرفاً نجات گروگانها نبود، بلکه طرحی چندلایه دنبال میشد که شامل ایجاد بیثباتی، استفاده از عوامل داخلی، حرکت به سمت تهران و حتی زمینگیر کردن انقلاب در مدت زمانی کوتاه بود. این طرح با اتکا به شبکههای داخلی و گروههایی که در آن زمان فعال بودند، میتوانست به حذف سران انقلاب و تغییر مسیر کشور منجر شود.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به شکست این عملیات در صحرای طبس گفت: طوفان شن، که از سوی امام خمینی(ره) به عنوان «مأمور الهی» توصیف شد، عملاً تمام محاسبات نظامی آمریکا را برهم زد و این حادثه به نمادی از ناکامی یک ابرقدرت در برابر اراده الهی و مردمی تبدیل شد. این اتفاق نشان داد که انقلاب اسلامی صرفاً یک پدیده سیاسی نیست، بلکه دارای پشتوانهای اعتقادی و الهی است.
بصیرینیا در ادامه تأکید کرد: این شکست تأثیر قابل توجهی بر روحیه و تصمیمسازی نظامی آمریکا گذاشت، چراکه هیمنه این کشور به عنوان یک قدرت شکستناپذیر زیر سؤال رفت و در سطح افکار عمومی جهان نیز این تصویر مخدوش شد. این تجربه در حافظه راهبردی آمریکا باقی ماند و در محاسبات بعدی آنها نسبت به ایران اثرگذار بود.
وی با مقایسه شرایط آن زمان با وضعیت امروز، معتقد است که نشانههایی از تکرار «طبس» در عرصههای مختلف دیده میشود و به باور او، مجموعهای از تحولات منطقهای و بینالمللی نشاندهنده کاهش اعتماد حتی متحدان آمریکا به این کشور است. افکار عمومی جهان بیش از گذشته نسبت به جایگاه واقعی آمریکا و تحولات منطقه آگاه شدهاند.
کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر نقش مردم در استمرار انقلاب گفت: حضور گسترده و مستمر مردم در صحنههای مختلف، نشاندهنده پیوند عمیق اجتماعی با نظام است و این موضوع را عاملی مهم در عبور از چالشها دانست. این حضور مردمی در کنار توانمندیهای نظامی و انسجام داخلی، شرایطی ایجاد کرده که کشور بتواند در برابر فشارها ایستادگی کند.
بصیرینیا در پایان با اشاره به آینده، این روند را نشانهای از تداوم مسیر انقلاب دانست و تصریح کرد: تجربههایی مانند طبس، چه در گذشته و چه در حال، برای فهم معادلات قدرت و مقاومت در سطح منطقه و جهان اهمیت اساسی دارند.
انتهای خبر/











